سلطان هاشم ميرزا ( پسر شاه سليمان ثانى )

111

زبور آل داود ( فارسى )

تمامى صفر به وقوع اين امر نبود بلكه راى ايشان در اول ماه ربيع بود « 1 » . امرا و خوانين و سرداران به جهت طول زمان صلاح ندانسته لا بد و لاعلاج ، در پنجم شهر صفر سنهء 1163 ( يكهزار و يكصد و شصت و سه هجرى ) معين شد و يكى از شعراى مخلصين كه در آن وقت در اصفهان مىبود ، قطعه‌اى در تاريخ منظوم كرد : قطعه شد از الطاف ربّانى فروزان نيّر طالع * چه نيّر مهر « 2 » انور پادشاه مغرب و مشرق در درج سيادت اختر برج شهنشاهى * خديو كشور ايران به الطاف خدا واثق سليمان شاه عادل وارث ملك سليمانى * كه تاج و تخت شاهى را نباشد غير او لايق به عقل و دانش و فطرت ز آباى سلف افزون * ز شأن و شوكت و حشمت به شاهان جهان فايق به كف چون ابر دريا دل ، به دل چون بحر بر ساحل * يد بيضا خصال او به اعطاى درم عاشق سكندرشان شهنشاهى كاز اخلاق كريم او * جهانى شاكر از عدلش به مدحش عالمى ناطق عطارد كاتب امرش زحل طغراكش نهيش * قمر نورانى از چهرش به بزمش مشترى سابق

--> ( 1 ) . مجمع : كه ابتداى ايام بهار . . . است ( ص 114 ) - مجمل : راى . . . ايشان چنين بود كه در روز نوروز كه اول بهار . . . جلوس فرموده ( ص 46 ) در آن سال 1163 روز اول بهار ( نوروز ) مصادف بود با چهارشنبه 23 ربيع الآخر و پنجم صفر مقارن بود با چهارم ژانويه سال 1750 ميلادى ( 2 ) . تصحيح قياسى - متن : مهرش